آتش - لاله تذکری
آتش
شاعر : لاله تذکری
آدم گنه کرد و من افتادم در این آتش
از شاخه حالا جای گندم هی بچین آتش !
ققنوس های شعر من در کهکشان جاریست
هرسو خدایا آسمان آتش زمین آتش
اینجا به باران اعتباری نیست وقتی که
می بارد از چشمان خیس یاسمین آتش
چیزی در این شعرم کم است آخر بیا بگذار
در جای خالی عشق ، تنها جانشین آتش
تاوان جرم دیگری سهم دل من شد
داد از همین یک درد از این عشق اولین آتش
کارت فقط سوزاندن دل بود و بس ، بی رحم
آخر چه کردی با منِ شاعر ببین ... آتش !
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۰۶ ساعت 23:43 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود