خاقانی

شاعر : خاقانی
|
میخور که جهان حریف جوی است |
آفاق ز سبزه تازه روی است |
|
بر عیش زدند ناف عالم |
اکنون که بهار نافه بوی است |
|
از زهد کنار جوی کاین وقت |
وقت طرب و کنار جوی است |
|
شو خوانچه کن و چمانه در خواه |
زان یوسف ما که گرگ خوی است |
|
گرگ آشتی است روز و شب را |
و آن بت شب و روز جنگجوی است |
|
خاقانی گفت خاک اویم |
جان و سر او که راست گوی است |
|
گفتی ز سگان کیست افضل |
گر هست هم از سگان اوی است |
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۹ ساعت 23:58 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود