پیامک عید نوروز

 

پیامک 1
سرخوش آن عیدي که آن بانی نور
ازکنار کعبه بنماید ظهور
قلبها را مهر هم عهدي زند
از حرم بانک انا المهدي زند

عیدتان مبارك باد

پیامک 2
خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد
ظهور مهدي زهرا بهارمان باشد

عید تان مبارك باد

پیامک 3
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با آن گل نرگسی گرت رخصت هست
میکوش به خدمتش که آن نوح نجات
بر اوج فراز میبرد ذره پست

عید تان مبارك باد

پیامک 4
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کند یوسف زهرا نظري نوروز است
لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

اللهم عجل لولیک الفرج

پیامک 5
دلتان به نور لطف خدا منور
مشام جانتان به شمیم بهار معطر
لطف روزگار بر ایامتان مقرر
نوروزتان با شادي و صفا

پیامک 6
بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند
سالها، هجري و شمسی همه بی خورشیدند
سیر تقویم جلالی به جمال توخوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها، ثانیه ها
از همین روز همین لحظه همین دم عیدند

اللهم عجل لولیک الفرج

پیامک 7
امیدوارم عید با شکوفه هایش
بهار با گلهایش
و سال نو با امیدهایش بر تو اي عزیزترین مبارك باشد.

پیامک 8
بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روي دلافروز خوش است
از دي مهراس، چون بهار آمدنی است
و ایام ظهور آن ستم سوز خوش است!

عید تان مبارك باد

پیامک 9
بی اجازت دفتر 365 برگ جدیدتو دادم به خدا
تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه.

نوروز 1395 مبارك باد

پیامک 10
>(((>  >(((>  >(((> من اولین کسی بودم که براي تو ماهی عید فرستادم.

سال نو مبارك

پیامک 11
صد مبارك به تو آن عیدکه فردا باشد
نوروز نوید وصل دلها باشد
امید که با فضل خداوند جلیّ
سال فرج مهدي زهرا باشد

سال نو بر شما مبارك باد

پیامک 12
یه آسمون گلاي یاس و میخک
یه دریا عشق و اشتیاق و پولک
یه حس عاشق و یه قلب کوچک
میخاد بگه عید شما پیشاپیش مبارك

پیامک 13
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
اي کاش که این عید ظهورش برسد
این گونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج سال نو مبارك

پیامک 14
خداوندا ، نمیدانم چه تقدیري مرا فرموده اي
اما براي دوستان من عطا فرما :
هزار و سیصد و نود و پنج امید
هزار و سیصد و نود و پنج بهروزي
هزار و سیصد و نود و پنج لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارك باد

پیامک 15
آمد بهار و گل رخ من در سفر هنوز
خندید و ابر چشم من از گریه تر هنوز
آمد درخت گل به بر امّا چه فایده؟
کان سرو گلعزار نیامد به بر هنوز

اللهم عجّل لولیک الفرج

پیامک 16
روز اول سال آدم به آدم میرسه
اما اس ام اس به آدم نمیرسه !

سال 1395 بر شما مبارك

پیامک 17
ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناك
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوك
سرزمین دلتان سبز

سال جدید مبارك

پیامک 18
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

سال نو مبارك

پیامک 19
صندوقچه اي بهر دلت خواهم بود
دریا بشوي تو ، ساحلت خواهم بود
اي یار اگر تو قایق عشقم باشی
من هم ملوان زبلت خواهم بود !

سال نو را به تو عشقم تبریک میگم

پیامک 20
دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون ما رو دور نریختن گرم
ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم!

سال نو مبارك

پیامک 21
خودت گفتی وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است

اللهم عجل لولیک الفرج

پیامک 22
عید نوروز را به گلهاي یاس بهشت آرزوهایم
پدر و مادر عزیزم که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است تبریک می گویم

سال نو بر شما مبارك باد.

پیامک 23
بهار آمد که تا گل باز گردد
سرود زندگی آغاز گردد
بهار آمد که دل آرام گیرد
ز درد و غصه ها فرجام گیرد

بهار 1395 بر شما مبارك

پیامک 24
سال خود را با بهترین 7سین آغاز کنید:
سلام قولا“ من رب الرحیم
سلام علئ موسی و هارون
سلام علئ ابراهیم
سلام علئ نوح فی العالمین
سلام علئ المرسلین
سلام علئ إلیاسین
سلام هی حتی مطلع الفجر

پیامک 25
می خوام هفت سین عید رو با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روي سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندي کلامت
با همه خوبی ها و بدي هایت دوستت دارم

پیامک 26
خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه اي قرار بده
که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند.

سال جدید بر شما دوست عزیز مبارك باد

پیامک 27
سلام میشه ازت خواهش کنم سال تحویل بیاي خونمون ؟
آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم !

پیامک 28
باز کن پنجره را ، که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد

سال نو مبارك

پیامک 29
دي شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید

بهار 1395 بر شما مبارك

پیامک 30
شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست
و همه جا پر شد از بوي خدا

نوروزتان مبارك

پیامک 31
امیدوارم تو سال جدید موتور آرزو هات پنچر نشه !

عید 1395 بر شما مبارك باد

پیامک 32
بیامد شاهد شیرین نوروز
بنازم سفره اي هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصل
بریزد اشک مشک آگین نوروز

عیدتان مبارك

پیامک 33
جشن فرخنده فرودین است
روز بازار گل و نسرین است

نوروز فرخنده باد

پیامک 34
نوروز پاسداشت عشق هاي کوچکی است که زنده مانده اند
و روز تعظیم در برابر عشق هاي بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.
پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.

پیامک 35
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم
خواستم یادآوري کنم سال نو شده کم کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی !

پیامک 36
گل ها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه ي تحویل، بی شک
اوّل فرج تو از خدا خواسته اند

پیامک 37
این یکی تکراریه، ولی ... نه! ... نه ... تکراري نیست
چون حرف عشقه و عشق هیچ وقت تکراري نمیشه
ان شاءالله امسال یه کاري کنیم وقتی تقویم سال بعد را باز می کنیم
یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه
اولین سالگرد ظهور حضرت مهدي (علیه السّلام) - تعطیل

پیامک 38
بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است: گل زیباي نرگس.

پیامک 39
چهار دعاي برتر، لحظه ي تحویل سال
اوّل دعا براي ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال
سوم رسیدن ما به قله هاي کمال
چهارم تمام جیب ها پر از پول، امّا حلال...

پیامک 40
گل همیشه بهارم این بهار هم رفت و نیامدي!
عزیزم بیش از پیش دعایت می کنم و منتظرت هستم.
تو هم به جان مادرت، دعا کن
فصل بعد فصل وصل باشد.

ویژه نامه عید نوروز 1395 + پیامک

 

با عرض سلام و تبریک سال نو خدمت شما بازدیدکننده عزیز

امیدواریم سالی که گذشت پر از اتفاقات خوب برای شما بوده باشه و سالی که پیش روست ، سال برآورده شدن آرزوهای شما باشد

سال 1395 برای این کلبه ادبی دو اتفاق خوب و بد افتاد :

  اتفاق خوب انتشار نسخه اندروید نرم افزار اشعار شاعران با عنوان "چکامه" بود که توانستیم در گوگل پلی هم ثبت کنیم
  اتفاق بد مشکلی بود که برای سرورهای بلاگفا پیش اومد و بخشهای زیادی از پستهای سال 92 و 93 وبلاگ حذف شد

اما تمام این اتفاقات به خاطره ها سپرده شد و باید برای آینده ای روشن تلاش کرد

باز هم سال نو را به شما تبریک عرض میکینم

به همین مناسبت اشعاری از شاعران کهن و معاصر را برای شما عزیزان آماده کرده ایم که امیدواریم از خواندن اشعار لذت ببرید

شاعران کهن

حافظ

خیام

مولوی

عنصری

خاقانی

اقبال لاهوری

صائب تبریزی

خواجوی کرمانی

 سعدی شیرازی

منوچهری دامغانی

شاعران معاصر

اکبر اکسیر

رهی معیری

احمد شاملو

فریدون مشیری

لطفعلی صورتگر

امام خمینی (ره)

ملک الشعرای بهار

نوروز - محمد روحانی

نوروزنامه - ایمان فخار

عبدالرحیم سعیدی راد

بهارانه - میترا خان آبادی

عید نوروز - آیت دشتچی

باز هم بهار - امیر کاتوزیان

فرق نکرد - مرتضی رحیمی

بهارآمد - مجید یوسفی صفت

عید به گلشن آید - سجاد مظفری

هفت سین - محمد محسن خادم پور

بهارانه - غلامرضا شیخ فلاح لنگرودی

سفره هفت سین من - شارنا رازمیک

تقدیم به حاجی فیروز - حمید حمیدی زاده

سال نو می رسد آرام کجایی مولا - مصطفی کارگر

پیامک

پیامک عید نوروز 1395

عید نوروز در شعر شاعران پارسی گو (2)

 
عید

 

همانطور که قبلا گفته شد، عید نوروز، نماد نو شدن در طبیعت ، زندگی و روزگار قلمداد می شود ، وانسانها سعی می کنند، در جشن بهاران و میلاد طبیعت، بازنگری وبازسازی درکارهای خود نیز نگاهی از سر تعقل اندیشه بر افکار، اقوال، احوال، اعمال خود داشته باشند، واین روش و سنت حسنه بسیار مطلوبی است، که در یکسال تقویمی برای رسیدگی به امور معوقه نیز توجه داشته باشیم ،در فرهنگ اسلامی و آیین و رسوم ایرانیان مسلمان درآخر سال امور رسیدگی خانه تکانی مسکونی خود ،یکی دو هفته ادامه دارد ، و همه چیز ها از قبیل: فرش ، قالی، در، و پنجره ، شیشه ، دیوار، پرده شسته می شود، و همه محل زندگی تمیز و نظیف می شود، و برای حلول سال نو مهیا می شود، و سپس به خرید عید مشغول می گردند ، و برای فرزندان ،خردسال و بچه ها لباس عید، کفش وکیف وغیره خریداری می نمایند، طبیعی که دنیای کودکان با دنیای بزرگان بسیار متفاوت است، بزرگان خانه نیز سعی می کنند، پس از مراحل خانه تکانی و خرید عید و آمادگی برای سال نو در تهیه هفت سین نوروزی مشغول شوند، و در آخرین غروب پنچ شنبه و یا جمعه سال به زیارت اهل قبور خود ،و امازادگان و دیدار مزار شهدا می روند ، چون می دانند، این آرامش و این امنیت خاطر به برکت شهدایی بوده که از جان ومال جانفشانی نمودند ،تا کشور اسلامی در امن وامان وایمن باقی باشد، ومردم نیز وفادار با آنان هستند، و به زیارت تربت شریف شهدا می روند ،و درایام پایانی سال برای سال نو از درگاه خداوند متعال رحمت ، مغفرت ،بخشش ،عزت ، سلامت و عافیت برای همگان می طلبند، و برای اهل قبور و همه اهل زمین از خدا طلب عافیت ورحمت وغفران مسئلت می نمایند ،و در دقایق تحویل سال پس اینکه سفره تزیین شده، هفت سین که برخی عادت دارند در روی زمین وفرش سفره هفت سین خودرا پهن کنند، وبرخی نیز در میز نهار خوری ویا میزی دیگر به نحوه زیبا و آراسته به سبک وسیلقه خود چیدمان کنند، و در سفره هفت سین نوروزی که نماد زندگی و حیات و نو شدن طبیعت است ، کلام الله مجید، آیینه ،شمع وشمعدانی ، شاخه های گل میخک ، رز، سنبل ،سینه ریز ، وهفت سین مشهور از قبیل: سیر، سمنو، سرکه، سیب، سماق، سنجد، سبزه وتنگ بلور با ماهی قرمز با عطر عود خوشبو به نحوه بسیار زیبایی تزیین می کنند و هنگام تحویل سال همگی با تلاوت وترتیل قرآن کریم با خدای بزرگ نجوا می کنند، واز خدا به پاس نعمت های بیکرانش سپاسگزاری و استمرار نعمت های الهی را طلب نموده، واهالی خانه به خواندن آیات کریمه قران همانند سوره مبارکه حمد ،قل هو الله احد ، قدر ، یاسین ،نصر ، واقعه ، کوثر و یا ایه الکرسی مشغول می شوند، و تا تحویل سال دعای مشهور :

خوانده می شود، و بزرگان خانواده بنا به رسم یاد بود ، و برکت ، اسکناس های نو به کوچکتر را می دهند ،وبا نقل ،شیرینی ، چای ، آجیل ، سوهان عسلی ، باقلوا ، گز به استقبال سال نو رفته، ودر همان لحظه با پدر ومادر پدر بزرگ ها ومادر برزگ ها ،خویشان ،اقوام، همسایگان، همکاران، دوستان ، قوم ،قبیله ،عشیره وهمه انانی که می شناسند،از طریق تلفن وپیامک تحویل وحلول سال نورا بشارت می دهند، و بعد نیز سعی می کنند، که به دیدار حضوری و دست بوسی بزرگان فامیل که الحق میراث فرهنگی وسرمایه معنوی هستند، مشرف شده ، وبا آنان دید وبازدید و صله رحم داشته باشند، که این سفارش نبی اکرم اسلام (ص) است، که صله رحم از خویشان عمر را طولانی می کند ، الحق این جشن نوروزی که جشن زیبایی وجشن عاطفه ها و میلاد طبیعت است ، و در انان اهالی خانواده با شادی وسرور گردهم جمع می شوند، و پیام تبریک و شادی و بشارت می دهند، چه زیباست ،چرا که خداوند زیباست ،و همه زیبایی را دوست می دارد ، که مردم نیز همکدیگر را یاد کنند، و احترام بگذرانند، و قدر رفاقت ها و دوستی هارا بدانند ،شادی های خودرا نثار نمایند ، وعطر خوش مهر ،مهربانی، عطوفت ، دوستی، مودت، خوش خلقی ،خوش رفتاری ، انسان دوستی و انسانیت را در فصای شهر ودیار خود پراکنده نمایند، و کلام گرم گفتن ،با دیده تحسین نگریستن را به یکدیگر اهدا نمایند، الحق نوروز و میلاد بهاران که در آن شادی زینت بخش دلها مردم باشد، بسیار قابل تقدیر و تحسین است، و بسیاری از مردم نیز سعی می کنند، در اولین نماز جماعت سال نو نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را در مسجد محله خودشان شرکت کنند، الحق مساجد شهر نیز در ایام نوروزی غرق نور ، نورانیت معنوی و برکت است،همه جا آراسته و بوی تازگی می دهد و محراب مساجد نیز آیات مبارکه کلام خدا به خط زیبای نستعلیق و ثلث در کاشیکاری آبی و سفید محراب مساجد می درخشد ، و با روشنایی چلچلراغ های زرد و مهتابی لامپ های کم مصرف شمعی مساجد را منور و ،باسیمای مومنان در نوران باران می شود و اصحاب مسجد با خدا تجدید عهد وپیمان می بندند، که خدای روزی معنوی ما کن که موفق شویم، به یادت بیشتر باشیم، وترا آنچه که شایستگی آن را داری پرسش و عبادت کنیم ، گرچه خداوند بی نیاز مخلوقات خویش است ، و رضایت وقرب به خداوند در حقیقت رسیدگی به عائله خداوندی تلقی می شود، بدیداری هم رفتن و غبار غمی پاک نمودن، ودلی راشاد نمودن، و به سراغ یکدیگر رفتن، ویاد نمودن از مردم روزگار است که زیباست که الحق هم زیباست،

شاعران پارسی گو نیز در جشن بهاران ومیلاد زمین بسیار مسرور می شدند، و بیشتر شاعران بهاریه های بس زیبا دارند، که نشان از شکفتن شکوفه ها و پر آب شدن جوبیار ها و نشان از ذوب شدن غم ، اندوه ، کینه ،نقاق ، وآمدن نشاط ، سرزندگی شادابی ،طراوت وسلامت حکایت دارد، در این هنگام بهار به دیدار شعر شاعران می رویم، ومیلاد شعر میلاد بهار میلاد انسانیت را جشن می گیریم،

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد...

رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد
غم به کناره می‌رود مه به کنار می‌رسد...

باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند
سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد....

چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما
زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می‌رسد
(مولانا)

 

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
(فریدون مشیری)

 

طوفان گل و جوش بهار است ببینید
اکنون که جهان برسرکار است ببینید

این آینه هایی که نظر خیره نمایند
در دست کدام آینه دار است ببینید
(صائب تبریزی)

 

بهار آمد و شمشاد ها جوان شده اند
پرنده های مهاجر ترانه خوان شده اند

دوباره پنجره ها بال عشق وا کردن
دوباره آینه ها با تو مهربان شده اند

شکوفه های معطر دوباره میخندند
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد

نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد

خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
صفا آمد، صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد

 

شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان

طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
سماع آمد سماع آمد سماع بی صداع آمد

وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد
(مولانا)

 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
(حافظ)

 

نو بهار آمد و گل سرزده، چون عارض یار
ای گل تازه، مبارک به تو این تازه بهار

با نگاری چو گل تازه، روان شو به چمن
که چمن شد ز گل تازه، چو رخسار نگار

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر
کز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزار

زلف سنبل، شده از باد بهاری درهم
چشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار
( رهی معیری)

 

خــــوان ای بلــبل خوش خوان که باز از نو بهار آمد
نسیـــــم رفته زین گلشــــــن به رخش گــــل سوار آمد

گذشت آن حسرت پائــــــــــیز ، بهار آمد فرحت انگیز
زغـــــــم شد ساغــــــرم لبریز، بهار خـــوشگوار آمد

بخــــــوان مرغ هـــــزارآوا ، کنون آهنـــــگ دلشادی
که رنگین شد چمن از گل ، درخــت اکنون به بار آمد

بهر سو جلوهً رنگ است ، سرور عشق و آهنگ است
طبیــــــعت مست اورنگ است ، بهاران هم خمار آمد

بهاران جلوه ها دارد ، مگر سیر و صـــــــــــفا دارد؟
چه رازی در قـــــــفا دارد ، که باز از نو چو پار آمد

زدشـــــت و دامـــــن صحرا ، زشــــــور و نالهً دری
به گــــــوش آید همـــــین آوا ، بهـــــــار آمد بهار آمد

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد

صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش
تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد

عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد

زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد

برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
(مولانا)

 

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است
(خیام)

 

این بوی بهاراست که از صحن چمن خاست
یا نکهت مشک است کز آهوی ختن خاست

انفاس بهشت است که آید به مشامم
یا بوی اویس است که از سوی قرن خاست

این سرو کدام است که در باغ روان شد
وین مرغ چه نام است که از طرف چمن خاست

بشنو سخنی راست که امروز در آفاق
هر فتنه که هست از قد آن سیم بدن خاست

سودای دل سوخته لاله سیراب
در فصل بهار از دم مشکین سمن خاست

تا چین سر زلف بتان شد وطن دل
عزم سفرش از گذر حب وطن خاست

آن فتنه که چون آهوی وحشی رمد از من
گویی ز پی صید دل خسته من خاست

هر چند که در شهر دل تنگ فراخ است
دل تنگی ام از دوری آن تنگ دهن خاست

عهدی است که آشفتگی خاطر خواجو
از زلف سراسیمه آن عهدشکن خاست
(خواجوی کرمانی)

 برای مشاهده اشعار مولانا کلیک کنید

برای مشاهده اشعار صائب تبریزی کلیک کنید

برای مشاهده اشعار حافظ کلیک کنید

برای مشاهده اشعار رهی معیری کلیک کنید

برای مشاهده اشعار خیام کلیک کنید

عید نوروز در شعر شاعران پارسی گو (1)

 
عید نوروز

 

صدای پای بهار در پشت دروازهای شهر رسیده ، بعد از تقربیا یکسال از رفتن بهار، خرمی، نشاط طبیعت و استقرار سوز ،سرمای جان سوز وغارت گلستان ،بستان و زردی و برگ ریزان درختان در دوفصل سرما پاییز و زمستان سرانجام انتظار به سر آمده ، وباز بهاری خرم وعطر آگین ودلنشین با ترنم ، طراوت فرارسیده و بزودی شاهد صدای دسته جمعی چلچله پرندگان، پرستوهای مهاجر بهاری ، و باز شدن انواع گلهای خوشرنگ وخوشبو همانند : بنفشه ، مریم،اطلسی، شب بو ، یاس ،پادمچال ، سنبل ، حسن یوسف ،نرگس شیراز هستیم ،این زبیاترین فصل سال که در آن مقارن، میلاد زمین و میلاد آب است ،وطبیعت لباس کهنه ومندرس خودرا بعداز گذشت ایام سخت وطاقت فرسای زمستان خارج نموده، ولباس نو بهاری، در رنگهای الوان و مختلف به تن طبیعت می نماید ، نه تنها طبیعت حال وهوای تازه بخود می گیرد، و شور وشوق زندگی در رگ های خفته زمین دمیده می شود، و جشن بهاران گرفته می شود .

مردم نیز از قدیم الایام در جنب و جوش عید ونوروز و مراسم خاص هفت سین فرخوان می شوند ، الحق شاهکار طبیعت آماده جشن سرزندگی و نشاط وخرمی می گردد، در این ایام و در روز های واپسین سال مانده ، اکثر مردم در حال خرید عید نوروزی هستند ،شیرینی های نوروزی و آجیل وسمنو های خوشرنگ وخوش طعم که در هیچ کجا جهان مثل ومانند انرا کمتر یافت می شود ، بوی شیرینی تازه مخصوص ، عید نوروز از چند کیلومتر به مشام می رسد، بخضوص شیرینی آرد نخودچی که تصور می شود ، قدمت بسی طولانی وتاریخی دارد، تنگ های بلوری که در آن انواع ماهی قرمز ریز و درشت را قراردادند و هوای آفتابی که اشعه نور خورشید در تلالوی آب و آفتاب که به درون تنگ های بلوری که در آن با رنگ ماهی قرمز نور افشانی خاصی دارد ، ظروف گلی از جنس خاک رس که در آن سبزه ماش ، عدس ،گندم پرورش یافته و زینت بخش مراسم جشن باران می شود ، همه جا رنگ بوی عید به چشم می خورد، هوا نه سرد است ،ونه گرم مغازه های با چراغ های کم مصرف مهتابی و خورشیدی و خیل جمعیت برای خرید نوروز و البسه و میوه جات خوش رنگ همانند :سیب های قرمز و زرد رسیده وهندوانه های بندری ،پرتقال در رنگ های زرد و نارنجی ، لیمو شیرین، نارنگی های خوش رنگ زرد و انار های بجا مانده از پاییز ،گلهای نرگس زرد وسایر گیاهان نوروزی با بوی معطر خود وسایر گلهای در الوان و انوع مختلف به حقیقت جشن ومیلاد زمین را مهیا می شوند تا به نحو احسن این مراسم سال را برگزار کنند ،و تولد وسالگرد زمین است که در آستانه نوروز به انتظار نشسته است.

این همه رنگ های با نشاط طبیعت و صدای پرندگان وسرسبزی طبیعت و صدای آبی که در جوبیار ها روان است، آسمانی آبی پر رنگ و با ابرهای سفید نورانی به همراه وزش باد ملایم و هم موسیقی و ترنم خوش بهاری را یک صدا نغمه خوانی می کنند، الحق نوروز و بهار خبر از نشاط وشادابی و سرحالی زندگی می دهد وعصر سردی،خمودگی،افسردگی ،یخ و یخبندان و طوفان ، بوران، بارش برف تمام می شود البته که در این سختی ها زمستان نعمت های زندگی خداوندی نهفته است و سرمایه زندگی که در آب است، در همان ایام سردی زمستان به ساکنین زمین از طرف خالق مهربان به ساکنین آن به صورت بارش برف باران اهداء می شود،و با فرارسیدن نوروز وفصل بهار تمام نعمت های الهی متجلی می شود ، و شاعران پارسی گو از صد ها سال پیش با طلوع طلایی بهار نیز به وجد می آمدند، و از این همه لطافت و زیبایی طبیعت و از زمین و آسمان ، احساس انبساط خاطر وخرمی می کردند ،و به جشن میلاد زمین می رفتند به امید اینکه میلاد زمین و رویش طبیعت میلاد وتجدید وعهد وپیمان با خالق جهان که این همه زیبایی آفریده باشیم، و شاکر نعمت های بیکران او باشیم، وسر تعظیم بندگی وتعبد به درگاه بی نیازی او فردآوریم، و ما نیز عید عبودیت را با عید میلاد زمین جشن بگیریم و به سراغ بزرگان فامیل که در سن سالخوردگی وکهنسالی هستند، برویم وتجدید دیدار وخاطره کنیم، به سراغ آن انسانهای شریف در خانه سالمندان برویم ،که از قهر طبیعت روز گار و بی وفایی ایام در کنجی به انتظار نگاه با محبت ومودت نشسته و دوستی و آشنایی شاید در این جشن بهاران به دیار آنان روند یادمان باشد که فصل پیری سالخوردگی زندگی دیر یا زود نیز به سراغ ما خواسته ونا خواسته خواهد آمد پس مقام و منزلت و بزرگان سالخورده خویش و اقوام در و همسایه را داشته باشیم و غبار فراموشی روز گار را با روی خوش وخندان و دستانی نوازگر به سراغ آنان برویم که قدرت ایستادن ندارد ودستان لرزان آنان نظاره گر باشیم تا فریفته جمال ، جوانی قدرت جسمانی و اسم رسم روزگار نشویم، وسپس به سراغ آن انسانهای شریف برویم که دستان پرمهرشان خالی است و نیازمند رسیدگی دارند ، و روز های خوش نوروزی ومیلاد زمین و زمان را به نوعی در خور حال خود را با آنان تقسیم کنیم و نوعی مادی ومعنوی در کنار آنان باشیم ، و به سراغی آنانی که رویم که در سال و یا سالهای پیش پدر و مادر مهربان خود را از دست داده اند و هم اکنون که طبیعت دست نوازگر خود را بر درختان گیاهان می کشد ومی نوازد ما از طبیعت و بهار الگو گرفته و دستان پر مهر عطوفت خود را نثار آنانی کنیم ،و آنانی که غبار غم به دل دارند شتافته و میلاد مهربانی را در قلب هایآ زنده کنیم ، میلاد زمین و زمان با میلاد انسانیت مبارک باد!

بهار آمد و شمشادها جوان شده اند
پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند

دوباره پنجره ها بال عشق وا کردند
دوباره آینه ها با تو مهربان شده اند

شکوفه های جوان روی شاخه های کهن
دوباره چتر گشودند و سایه بان شده اند

بهار آمد و آلاله های روشن دشت
چراغ خلوت شب های عاشقان شده اند

شکوفه های غزلخوان دوباره می خندند
که میزبان قدم های ارغوان شده اند

*****

بامدادن که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی ، از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقت است که در خانه بخُفتی بیکار

بلبلان، وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو ، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار
سعدی شیرازی

*****

عالم شکرستان شد ...
تاباد چنین بادا...

شب رفت صبوح آمد...
غم رفت فتوح آمد...

خورشید درخشان شد...
تاباد چنین بادا..

عید آمد وعید آمد...
یاری که رمید آمد...

عیدانه فراوان شد...
تا باد چنین بادا...
مولانا

*****

هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟
بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود

کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ
گویی بهشت آمده از آسمان فرود

دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش
جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود

جای دگر بنفشه یکی دسته بدروند
وین جایگه بنفشه به خرمن توان درود
ملک الشعرایی بهار

******

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد

ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد

گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد

سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی
به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد

همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد

صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد

******

باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
تا زصنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

باغ همچون كلبه بزاز پردیبا شود
راغ همچون طبله عطار پرعنبر شود

روی بند هر زمینی حله چینی شود
گوشوار هر درختی رشته گوهر شود

چون حجابی لعبتان خورشید را بینی به ناز
گه برون آید زمیغ و گه به میغ اندر شود

افسر سیمین فرو گیرد زسر كوه بلند
بازمینا چشم و زیبا روی و مشكین سر شود
عنصری

******

علم دولت نوروز به صحرا برخاست
زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست

بر عروسان چمن بست صبا هر گهری
که به غواصی ابر از دل دریا برخاست

تا رباید کله قاقم برف از سر کوه
یزک تابش خورشید به یغما برخاست

طبق باغ پر از نقل و ریاحین کردند
شکرآن را که زمین از تب سرما برخاست

این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟
وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟

چه هواییست که خلدش به تحسر بنشست؟
چه زمینیست که چرخش به تولا برخاست

طارم اخضر از عکس چمن حمرا گشت
بس که از طرف چمن لل لا لا برخاست

موسم نغمه‌ی چنگست که در بزم صبوح
بلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاست
سعدی شیرازی

*****

نوروز درآمد ای منوچهری
با لالهء لعل و با گل خمری

مرغان زبان گرفته را یکسر
بگشاده زبان رومی و عبری

یک مرغ سرود پارسی گوید
یک مرغ سرود ماورالنهری

در زمجره شد چو مطربان، بلبل
در زمزمه شد چو موبدان، قمری

ماند ورشان به مقری کوفی
ماند ورشان به مقری بصری

در دامن کوه، کبک شبگیران
در رفت به هم به رقص با کدری

بر پر الفی کشید و نتوانست
خمیده کشید الف ز بی‌صبری

بر پربکشید هفت الف یا نه
از بی‌قلمی و یا ز بی‌حبری

طوطی به حدیث و قصه اندر شد
منوچهری

******

عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد

دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد
جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد

جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش
مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد

خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد
کب از جوار آتش همطبع آتش آمد

جان و دل فرشته جفت هوای حق شد
گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد
دیوان شمس مولانا

******

 

هر باغبان که گل به سوی برزن آورد
شیراز را دوباره به یاد من آورد

آن‌جا که گر به شاخ گلی آرزوت هست
گل‌چین به پیشگاه تو یک خرمن آورد

نازم هوای فارس که از اعتدال آن
با دام‌بن شکوفه مه بهمن آورد

نوروز‌ماه، فاخته و عندلیب را
در بوستان، نواگر و بربط‌زن آورد

ابر هزارپاره بگیرد ستیغ کوه
چون لشکری که رو به سوی دشمن آورد

من در کنار باغ کنم ساعتی درنگ
تا دل‌نواز من خبر از گلشن آورد

آید دوان دوان و نهد برکنار من
آن نرگس و بنفشه که در دامن آورد
دکتر لطفعلی صورتگر

برای مشاهده اشعار سعدی کلیک کنید

برای مشاهده اشعار مولانا کلیک کنید

برای مشاهده اشعار ملک الشعرای بهار کلیک کنید

برای مشاهده اشعار منوچهری کلیک کنید

باران - محمد شیرین زاده

 

باران

شاعر : محمد شیرین زاده

باران برای من و تو می بارد

برای من و تویی که

سال هاست پشت پنجره های اتاقمان

چیزی شبیه به عشق را گم کرده ایم

برای من و تویی که

سال هاست سکوتمان را

با تیک تاک عقربه های ساعت

فریاد زده ایم

از تو یک خواهش دارم

این بار که باران آمد

بارانی ات را بپوش

و از خانه بیرون بیا

من هم به رسم گذشته

با گل سرخی به دیدارت می آیم

باران دوباره ما را

از حادثه عشق

خیس خواهد کرد ...