رباعیات ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها 

شاعر : رضا اسماعیلی  

1

 افتاده جهان به ورطه عریانی 

در ورطه ابتذال و سرگردانی 

تو مرکز خواب‌های شیطان هستی 

ای خواهر خوب من! خودت می‌دانی 

2 

دنیا به تتن تتن تتن افتاده 

یعنی به سراشیبی تن افتاده 

در کوچه ابتذال دنیا شیطان 

با وسوسه در کمین زن افتاده 

3 

شیطان ز تبسم وضو می‌ترسد 

از سورۀ عشق، ذکر «هو» می‌ترسد 

شهوت نَسَب است و تاجر عریانی 

از عصمت شرقی تو، او می‌ترسد 

4 

دنیاست و ابتذال تن تن تن تن 

عریان شدن از نجابت پیراهن 

اما تو فرشته غیرتی، می‌دانی 

تن‌پوش تو عفت است و عصمت، ای زن! 

5 

چادر نه، تجلی «خدا - پیوندی» ست 

تن‌پوش وقار و عزت و فرمندی ست 

شکرانه عصمت و زکات حسن است 

از بندگی خدا، رضایت مندی ست 

6 

چادر نه، حریری از بهشت است، آری 

آیینه‌ی نور و سوره‌ی بیداری 

فصلی ز فروغ آفتاب زهراست 

این چادر روشنی که بر سر داری 

7 

زهرا نسبی، زنی زلال و روشن 

فارغ ز کرشمه‌ی تن و پیراهن 

با آینه و فرشته نسبت داری 

تن‌پوش سپید نور داری بر تن 

8 

تو قلب زمین و قبله‌ی دل‌هایی 

همزاد فرشته ای، خدا سیمایی 

تن‌پوش سپید نور را بر تن کن 

ای گوهر عشق! در صدف زیبایی 

9 

در عشق، تو اقتدا به زهرا کردی 

صد پنجره نور، بر جهان وا کردی 

آرامش و رستگاری دنیا را 

در خیمه‌ی چادرت مهیا کردی 

10 

تو همسر آدمی، مبر از یادت 

تو مادر عالمی، مبر از یادت 

معصومۀ پاک و زهرۀ زهرایی 

تو روح مُکرمی، مبر از یادت 

11 

فارغ شو ز عشوه های تن تن تن تن 

از نور بپوش؛ جامه و پیراهن 

از مرز تنانگی گذر کن با عشق 

آداب فرشتگی بیاموز، ای زن! 

12 

یک قصه‌ی عاشقانه‌ی زیبایی 

طاووس هزار جلوه ای، حوّایی 

تقدیر تو مادری ست ای زن! آری 

تو قلب زمین و قبله دل‌هایی 

13 

با مهر، به فصل سبز انسان برگرد 

از فصل هبوط، فصل عصیان برگرد 

سهم تو فرشتگی ست، با بسم الله 

از فصل هوس - لرزۀ شیطان برگرد 

14 

عشق است فروغ مهر، کوری؟ هرگز 

ما را ز حریم نور، دوری؟ هرگز 

«از عصمت عشق، توبه»، شیطان می‌گفت! 

ای عشق! هزار سال نوری، هرگز