مزرعه کوچک
خ که میشه با هر شب چشم تو
صد تا آسمون رنگ رویا کرد
صد تا آسمون رنگ رویاها رو می شه
با یه اشکت غرق دریا کرد
غرق دریای عشق تو شد
دلی که تشنه مثل کویره
تشنه ی کویر
بوی دریا رو با یاد تو می گیره
اسب باد رو زین کن
حالا که دل من و تو پر تب کوچه
اسب نازنینم تو این شهر شلوغ گم شدم ته کوچه
عاشق تو که باشم
زندگی چه ساده است
تو غروب بیابون
آسمون ته جاده است
قصّه ی سفر
رفتن و رفتن
با پای پیاده است
اسب باد ر و زین کن
حالا که دل من و تو پر تب کوچه
اسب نازنینم تو این شهر شلوغ گم شدم ته کوچه
عاشق تو که باشم
زندگی چه ساده است
تو غروب بیابون
آسمون ته جاده است
قصّه ی سفر
رفتن و رفتن
با پای پیاده است
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ ساعت 14:9 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود