برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
دانلود فایل صوتی غزل ( 274 کیلوبایت )
برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقهایست که هیچ آفریده نگشادست
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
اساس هستی من زان خراب آبادست
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۱ ساعت 11:9 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود