دانلود فایل صوتی شعر ( 724 کیلوبایت )

 

گفت بلبل به گلش که زندگانی خوشمان
غنچه‌ها گشت نمایان و جوانی خوشمان

چو بهار است و فلک، تختگذارِ من و تو
آشکارا عطش مهرستانی خوشمان

بوی لبخند تو را نسیم آوای چو من
عطر امیّد وزان، مژده‌‌رسانی خوشمان

جشن نوروز همان دعوت رحمان که بیا
بر سر خوان خدا، خوشگذرانی خوشمان

صبحگاهان به دَمی گرم، ز دلباختگی
در سلامی شکرین، بوسه پرانی خوشمان

باغبان داد چنان طرح تناسب به چمن
که دراین اجر و بلا، رابطه دانی خوشمان

مگر آن نیست که دل می تپد از رضای دوست
پس مُریدانه همی جبر خزانی خوشمان

نیل مقصود همی می‌رسد ای طالب کام
واقف از کعبه حق، نَهج و نشانی خوشمان

آید از رَشحه «فردین» به مشام ملکوت
طعم شکری که مددهای کیانی خوشمان