باران
ای دیر سفر پنجره بگشای و تماشا کن
این شب زده مهتاب گل آسا را
این راه غبار آلود
این زنگی شب فرسود
وین شام هراس آور یلدا را
این پنجره بگشای که مرغ شب
می خواند شادمانه دریا را
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۰۵ ساعت 15:30 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود