غزلی در رثای مولای اول شیعیان

شاعر : حسن واشقانی فراهانی (سائل)
شکسته ابن ملجم فرق مولای دو عالم را
ولی آقا تفقد مینماید ابن ملجم را
به محراب عبادت تا رخش چون لاله رنگین شد
ندا برخاست کشتند اولین مظلوم عالم را
شب قدر و فراق شهسوار عدل و آزادی
بپا بنموده امواج غم و شور محرم را
رخ ایتام کوفی را دگر حاجت بر شستن نیست
که میریزند از این پس به رخ اشک دما دم را
به رنگ زرد و رخت نیلگون و اشک سرخ امشب
عجب رنگین نمودند این یتیمان سفره هم را
تمام اهل عالم در عزای فاتح خیبر
به بر بگرفتهاند از فرط غصه زانوی غم را
نجف صبر تو را نازم که با این سینه پرغم
چگونه در بغل جا دادهای عدم مجسم را
امام المتقین یعسوب دین ای حیدر صفدر
به (سائل) هم کرم کن ذرهای از قدر میثم را
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۲۰ ساعت 14:55 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود