دانلود فایل صوتی ( 1.08 مگابایت )

شب قدر است

شاعر : رحیم فردین

دل پیرانه مبارک، که جوان خواهی شد
شب قدر است و سحرگاه، کیان خواهی شد

عهد بی‌حکمت و فرزانه به پایان و کتاب
به میان آری و مبنای شیان (اجر و جزا) خواهی شد

امتحانات، سزواری برگزیدگی می‌دهدت
بحر مشکل به دل و ساده‌بیان خواهی شد

از میان خود مردم تو شوی مرد خدا
با همین رخت و تن آلای جهان، خواهی شد

به دم الفاظ خرد صاف کند مشام جان
از بر طاعت شیرینه خرافات‌پران خواهی شد

من نگویم که ز راهت خطری کاست شود
بلکه بر موج دلان، پیک روان خواهی شد

همه رفتند و ندیدند، پس پردۀ عشق
شب معراج خوشا، بوسه‌ستان خواهی شد

صبح روشن که فلک منقلب از شیوۀ توست
مُنحصرسوگلی شیفتگان خواهی شد

اشک «فردین» کندت راه نمین، ای مه بَدر
ز انعکاسش همه را نورفشان خواهی شد