گاهی من از وجود خودم هم فراری ام - سید مهدی نژاد هاشمی
گاهی من از وجود خودم هم فراری ام
شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی
جاری نمی شود غزل ِ بی قراری ام
خشکیده است تاب و تب ِ چشمه ساری ام
دریا شدن بهانه ی مرگی است ناگهان ....
وقتی نمی رسد به دلت آبشاری ام
بی تو تمام پاکی ام از دست رفته و...
شهره شدم بخاطرِ بی بندوباری ام
با هر تپش به سینه ی پاییز می روم
با هر تپش شکسته غرور اناری ام
از روی طاق حوصله ی من به روی خاک
افتاده است قاب ِدل ِ از تو عاری ام
هرکس رسید هرچه دلش خواست را نوشت
هی زخم پشت زخم پُر از یادگاری ام
تنها ترین ستاره ی دنباله دار ((من ))
تنها سیاه چاله تو و کج مداری ام
گاهی بکش به سمت خودت طالع مرا
گاهی من از وجود خودم هم فراری ام
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۷ ساعت 15:37 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود