دنیای بی رحم - سجاد صادقی
دنیای بی رحم
شاعر : سجاد صادقی
دنیا عجب خوابانده ای باد سرم را
با یک تشر تو ریختی کرک و پرم را
لبریز دردم کرده ای دنیای بی رحم
نا مهربان تر کرده ای دور و برم را
آوای حزنی میرسد از خانه ی من
تو عاقبت دق میدهی بد،مادرم را
از لذت دنیا شنیدیم و ندیدیم
گم میکنم نسبت به تو،من باورم را
هی از زمین و از زمان بر من چپاندی
تا که ببینی خیس تر،چشم ترم را
از بخت بد دنیا سواری میکند هی
از یاد برده است سالها جود و کرم را
سیرم تمنا میکنم دنیا نگه دار
تا که گذارم بر زمینت من سرم را
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۰ ساعت 16:29 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود