پی نوشت - احمد موسوی نژاد
پی نوشت
شاعر : احمد موسوی نژاد
هرچه میگویم را… بیخیال!
بارانیات را تنت کن،
و با اولین قطار
خودت را به سطرِ آخرِ این شعر برسان.
مردی روی سکوی راهآهن،
راسِ ساعتِ عصر،
دلش را به مشت گرفته،
تا بزرگترین رازش را
روی ریلها بباراند.
شتاب کن!
و با بنفشههایی که در این سطر روییدهاند،
همسخن نشو!
دیدارت با کبوتران را
به شعر بعدی موکول کن!
زودتر بیا!
و راز بزرگ این مرد را
به گیسوانت بیاویز!
یادت باشد: راسِ ساعتِ عصر!
خدانگهدار
پی نوشت:
دوستت دارم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۰ ساعت 16:30 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود