سیلی نزن ، صورت باران کمی بخند - علی عبداللهی

سیلی نزن ، صورت باران کمی بخند
شاعر : علی عبداللهی
سیلی نزن ... صورتِ باران کمی بخند
از غصه ها دل بکن ای جان کمی بخند
این جا همه عاشقِ یک واژه می شوند
آن واژه را برکن و برخوان کمی بخند
کوکِ همه حادثه ها دل بریده است
بی حادثه عشق به جانان کمی بخند
ترمز بریده ... وَ نمی داند آن رفیق
ابری نشست قله ..وَ باران...کمی بخند
در کوچه سیل آمده اما دلم خوش است
امن است تا خانه به یاران کمی بخند
این ساعتِ مچی بشکن جاودانه شو
سر برکش از خاک ...به آنان کمی بخند
داسِ تو و سینه ی ما هر دو عاشقند
خوابند...این مزرعه داران کمی بخند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۰ ساعت 22:7 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود