زمستان - رعنا امیریان
زمستان
شاعر : رعنا امیریان
زمستانی که در راه است می گویند می آید
دل ما یخ زند هر دم ، دل خورشید هم شاید
من آن دلداده ی ابری خراب و مست و غمناکم
که با دستان سرد غم یخی بر کوه می ساید
نفس هایم صدا دارد، صدای زوزه – نالیدن
تو گویی ماده گرگ غم میان برف می زاید
به روی شیشه ی عمرم برایت عشق « ها » کردم
ببین چون کوره می سوزم ، بگو سردی نمی پاید
بگو سخت است اما مملو از رؤیای تابیــــدن
برای کوره ی عمرم ، تو را هم آتشی باید
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۲ ساعت 19:27 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود