تا سرزمین شاه شهیدان سفر نما - رضا کریمی
تا سرزمین شاه شهیدان سفر نما
شاعر : رضا کریمی
گاهی لباس جسم تو از تن به در نما
گاهی ز هر گذر که بخواهی گذر نما
بیرون شو از زمان و ز آغوش این جهان
هر لحظه زین جهان به جهانی سفر نما
هر لحظه زین جهان به جهانی سفر نما
بشکاف سینه باز رها کن دل از قفس
بی دل شو دیگر از دل و دلبر حذر نما
بی پرده باش و پرده درِ هر حجاب باش
برّان به تیغ تیز بصیرت بصر نما
برخیز خفته را ز تماشا نصیب نیست
این شام تیره را به فدای سحر نما
پرواز کن دگر درِ زندان تن شکست
تا کی ملاحظه دگر امشب خطر نما
سر را اگر بهای رهایی کنی کم است
تا سرزمین شاه شهیدان سفر نما
زهری که ریخت جور زمانه به کام تو
چون خسروان به کشتن خود مفتخر نما
گامی دگر رضا به رهایی نمانده است
آرام و رام چون دلت اسب کهر نما
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۴ ساعت 10:50 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود