در بسته - وحید شیردستیان
در بسته
شاعر : وحید شیردستیان
چشم من با زلف تو آغشته است
موی تو از دست من در رفته است
خنده از لبهای تو ریزد ولی
خنده ات با حس من ور رفته است
از شگفتی های عالم این شده
که قدم در پیش تو آهسته است
زلزله در اخم تو پنهان شده
از قضا ابروی تو پیوسته است
شعر من زیبا شده اما بدان
این غزل هندونه ی در بسته است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۴ ساعت 10:56 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود