گنج جاویدان - مجید هادی

گنج جاویدان
شاعر : مجید هادی
اگر هم چند روزی ميهمان کرد
غمت چشم دلم را امتحان کرد
مرا دریا اگر در دیده ام بود
نگاهم را غم تو خون چکان کرد
"شب تنهائیم در قصد جان بود
خیالت لطف های بیکران کرد"
سرت از روی نیزه پرتو انداخت
زمین را با نگاهی آسمان کرد
و یک ماه و ستاره در ستاره
تو را روشن تر از هر کهکشان کرد...
شب دور و درازم را پریشان
یقین دارم که هم آن گیسوان کرد
پس از آنکه در آغوش تو گنجشک
کمی پرپر زدو ترک جهان کرد
همه گفتند گنجی در دل خاک
سلیمان با دو دست خود نهان کرد
ودر ویرانه گنجی من! نهادم
که داغ عشق را او جاودان کرد
"چرا چون لاله خونین دل نباشم"
فراق آمد بهارم را خزان کرد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۴ ساعت 11:29 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود