چای عزاداری

شاعر : مصطفی کارگر

دو ماه روضه‌ی ارباب خوب‌مان خواندیم
دو ماه نه، همه‌ی عمرمان از آن خواندیم

محرم و صفر آمد تمام هم شد و رفت
و ما ز منتهی‌الآمال بی‌امان خواندیم

خدا به مادر اصغر، رباب، رحم کند
چقدر روضه که از تیر و از کمان خواندیم

دوباره صحن دل عاشقان شود پر غم
به یاد هرچه مصیبت که از جوان خواندیم

دو ماه دربدر داغ زینبی بودیم
که پا به پای غم‌اش از نوک سنان خواندیم

دو ماه چای عزاداری و دو دریا اشک
ز بس ز تشنگی و خنجر خزان خواندیم

میان هق‌هق و داغ اسارت و اندوه
غزل برای اسیران کاروان خواندیم

لباس مشکی و اشک روان! خداحافظ
چه نوحه‌های حزینی ز عمق جان خواندیم

بلور گریه‌ی مادر! خدا نگهدارت
در این عزا به‌خدا با همه توان خواندیم

خدا کند که همیشه مرامم این باشد
چو این دو ماه که از مرد قهرمان خواندیم

خدا کند بپذیرد به لطف خود ارباب
هر آن چو زینب کبرای خطبه‌خوان خواندیم