پدر - مهدی غرویان
پدر
شاعر : مهدی غرویان
سالها رفت و کسی مادر من را نشناخت
من ولی مادر خود خوب بدانستم کیست
مادرم آنکه شب و روز به بالین پدر
بر لبش لقمه نهاد و ز دل شور گریست
پدرم شکر بگفت و لبش آرام ببست
بعد از این، یاد پدر گشت به مادر همزیست
پدرم بار سفر بست و چه آرام برفت
دگرم روی خوشش بهر پسر نیست که نیست
مادرم سایه سر باش و مرا پشت و پناه
مادرم صبر کن و بعد پدر قرص بایست
شکر ایزد که پدر در همه جا خوش نام است
همه کس داده به اخلاق پدر نمره ی بیست
مادرم باش همیشه ز من آسوده خیال
من در این شهر به مانند پدر خواهم زیست
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ ساعت 11:18 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود