نامهربان

شاعر : محمد غلامی

همدل نمی شوید کمی همزبان شوید
اصرار نیست این همه نامهربان شوید

شاعر که خسته است نیازی به حمله نیست
لازم نبود نیزه و تیر و کمان شوید

مردی نکرده اید اگر خار گشته اید
گل نیستید حداقل باغبان شوید

از این کویر تب زده گاهی سفر کنید
تا همنشین نسترن و ارغوان شوید

ای کودکان پیر که خاموش و خسته اید
با عشق آشتی بکنید و جوان شوید