دل نابود - رعنا امیریان
دل نابود
شاعر : رعنا امیریان
این بار دم زیک دل نابود می زنم
چنگی به تار پرده ی بی پود می زنم
دیدم تمام ساز که با کوک ماتم است
در گوشه ای خزیده و بر عود می زنم
دیگر برای دل ، غم دنیا غریب نیست
جایی که چشم خود گره بر رود می زنم
سمساری غرور که نانش به روغن است
دیگر دلم هر آنچه که فرمود می زنم
پایان قصه مُهر ز تنهایی و ستم
روی یکی نبود و یکی بود میزنم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۲ ساعت 23:35 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود