به امام آشنا

شاعر : محسن رضوی

شرمنده ام که همت آهو نداشتم
شصت و سه سال راه به این سو نداشتم

در زندگی زبان ثناگو نداشتم
چشم امید نیز به هر سو نداشتم

دنبال درد و دغدغه های خودم ، دلم ...
کاری به کار اهل هیاهو نداشتم

اما حکایت من و تو چیز دیگری ست
اصلا به جز تو با احدی خو نداشتم

با دست گردِ فرش تو را جمع کرده ام
حتا اگر لیاقت جارو نداشتم

می خواستم بیایم و از تو بخواهمت
می خواستم ... ولی چه کنم ؟! رو نداشتم !

*بیت اول از محمدعلی بهمنی می باشد