آواز قطارها - حسین انصاری

آواز قطارها
شاعر : حسین انصاری
یک ثانیه سکوت
به احترام همین مترسک
که می خواهد
با یک شیر وخط ساده
جانشین من شود
شاید ـ بعد ها ـ
شبیه من
آن ایستگاه پر از نیمکت
با رهگذرانی گیج و عجول
برای سوار شدن به کابین ها
شبیه تو
این صندلی های منتظر
برای قرار
دست های نا آرام؛
کسی برای رسیدنمان
حرفی بزند
دعایی بخواند؛
برای آواز های کالی
که در گلوی این قطار
مانده ست...
چشم هایم را که ببندم
آنکه در دوردست
در هلهله ی
نامردان ِ
به مراد رسیده
به تماشا ایستاده
سایه ی توست
- زنی شبیه پرنده
بر چشم های خشک مزرعه
باران می کارد!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ ساعت 12:9 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود