شر ط عاشقی - رضا رضایی
شرط عاشقی
شاعر : رضا رضایی
دلدار به من گفت ز اغیار حذر کن
چون عاشق مایی زدلت غیربه در کن
من نیز به جزعشق تو دردل ننشانم
ساقی شده ام بر من مستانه نظر کن
در میکده ام باده دهم عاشق خود را
از خویش گذرکرده و درعشق خطر کن
گفتم که تویی عشق زمینی و نترسم
صد باده بنوشان و ز یک جام گذر کن
در چشم تو دیدم همه ی عالم هستی
با خال لبت خانة دل، زیر و زبر کن
گر آتش عشقت به دلم سرد بگشته
جامی دگرآورده و صد شوروشررکن
من مدعی عشق توأم خانه نخواهم
گر بردرهرخانه نشستم ، تو به در کن
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۰/۲۹ ساعت 14:52 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود