چشمه عمر روان است کما فی السابق - جواد نوری
چشمه عمر روان است کما فی السابق
شاعر : جواد نوری
چشمه ی عمر روان است کما فی السابق
زندگی در جریان است کما فی السابق
بدو خوبش گذران است کما فی السابق
خوب و بد باز و همان است کما فی السابق
وچنین شد که چنان است کما فی السابق
همه جا حرف حساب است کما فی الان
خصمتان خانه خراب است کما فی الان
رونق عهد شباب است کما فی الان
عصر ما عصر شتاب است کما فی الان
… زندگی پرهیجان است کما فی السابق
رشد ما رو به قفا نیست کما اینکه نبود
کار ها باد و هوا نیست کما اینکه نبود
هیچ چیزی به خفا نیست کما اینکه نبود
بخدایی خدا نیست کما اینکه نبود
این قسم گرچه چاخان است کما فی السابق
هست در سفره ی او نان ونباشد نگران
نگران نیست. که در سفره ی او باشد نان
"شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان"
در سه تا وعده بود سفره ی او باز و در آن:
بره و مغز و زبان است کما فی السابق
طبل و شیپور به هرکوچه و بازار زدند
عکس هرکس که ندا کرد به دیوار زدند
و به دست خود ما دوست ما دار زدند
جارچی ها پس از آن در همه جا جار زدند:
شهر در امن و امان است کما فی السابق
دختران چمن از قحطی شوهر در غم
لاله و یاسمن و سوسن و یاس و مریم
آن ور آب پر از گل شد و شد این ور کم
بیوه شد نسترن وکوکب و رز. نرگس هم
به شقایق نگران است کما فی السابق
اینکه "با پاکدلان صبح و مسایی دارد"
خوب ازاین سفره ی گسترده نوایی دارد
هست قارون زمان. تیپ گدایی دارد
پولشویی مکن این ملک خدایی دارد
گرچه این دوره نهان است کما فی السابق
مثل یک زن که از احساس هوو ترسیده
گرچه می داند و گوید که مگو ترسیده
دم به دم رفته به تجدید وضو ترسیده
از من و ما شما بیشتر او ترسیده
شیخ ما مسئله دان است کما فی السابق
هی به آرنج نزن اینهمه بر پهلویم
"آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم"
گربگویم دهنم سوزد . اگرنه تویم
نیستم حافظ اگر. حداقل خواجویم
خانه ام در همدان است کما فی السابق
نظم کردیم یکی شعر به طنزی عالی
جای فردوسی و خاقانی و حافظ خالی
که ازین منظره حظی ببرند و حالی
وبدانند در این عصر پر از رمالی
شعرا را غم نان است کما فی السابق
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود