ساقه تاک

شاعر : علی اصغر شیری

ساقة تاک گره خورده به گیسوی شراب
باز هم حال من مست، خراب است، خراب

این طرف خوشة انگور شده تسبیحم
آن طرف معجزه‌ای نیست، کویر است و سراب

بر لب چشمه غزل‌های زلالی گفتم
دفترم دسته‌گلی بود، که شد نقش بر آب

دختری کوزه ‌به‌ دوش آمده دریا ببرد
دامن آبی او موج گرفته است در آب

چشم بد دور از این باغ، از این ساقة تاک!
نشود لحظه‌ای آرامش میخانه خراب!