قرعه - فهیمه شریفی
قرعه
شاعر : فهیمه شریفی
دوباره قید قرعه و یونس به کام آب افتاد
دلم ز دیدگان نهنگت به التهاب افتاد
دوباره ماه من شده ای میان طره ی شب
دوباره فکر پلنگم به انتخاب افتاد
اسیر می شوم و یوسفی نمی بینم
دوباره قلب زلیخا به پیچ و تاب افتاد
برای وصل تو یک لحظه هم قرارم نیست
دوباره مرغ حقیقت به دام خواب افتاد
سکوت می کنم اما ، دوباره قرعه زنید
دوباره قرعه و یونس به دام آب افتاد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ ساعت 16:55 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود