آخرین حرف

شاعر : حبیب ذوالفقاری

آخرین حرفت این بود،

فراموشم کن.

من سال هاست

به انگشتم نخ بسته ام

که یادم نرود،

فراموشت کنم.

تو که حتما شعرهای مرا نمی خوانی!

میدانم…

پس من هم، فراموشت کرده ام…!