روزن امید

شاعر : فهیمه شریفی

چندی است اینجا قاصدک ها جمله مُردند
گنجشک ها پرواز را از یاد بردند

دیگر نمی رویند نرگس ها و چندیست
دل های عاشق از زبان ها زخم خوردند

باران نمی بارد زمین چشم انتظار است
دست شقایق ها به دامان بهار است

یک روزنه امید اما باز مانده
در وصف بودن شاپرک آواز خوانده

اوخواهد آمد قاصدک ها جان بگیرید
او باز می گردد شقایق ها نمیرید

در بیکران لبریز از حس رهایی
گنجشک ها پرواز را از سر بگیرید