پارو بکش جاده احساس خسته را

شاعر : علی عبداللهی

جارو بکش جاده ی احساسِ خسته را
یا وصل کن این دلِ در هم شکسته را

برف آمده تا سرِ بام غزل.... بیا
پارو کنیم این شبِ در هم نشسته را

گنجشک در حادثه نا امن و غم زده
دانه بده این همه پرهایِ بسته را

ماییم و یک نام و هوایِ شبِ وصال
چشمک بزن این شبِ بیمار و خسته را

کو پیرهن چاک زنم در هوایِ تو
وصله بزن قامتِ از هم گسسته را

آورده ام این سبدِ گل برایِ تو
تا دیده ام میوه ی باغِ خجسته را