این چه دردی است - سید مهدی نژاد هاشمی
این چه دردی است
شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی
نیمه شب خواب زده ماه به خود می پیچد
یوسف از آه تو در چاه به خود می پیچد
خون دل می خورد آفاق از اندوه تو و..
این همه مردم ِگمراه به خود می پیچد
کوفه احساس تو را باز نخواهد فهمید
و فقط در دل ِ شب ((آه )) به خود می پیچد
قطره اشکی که دل ِ فاطمه (س) را می سوزاند
مثل سیلی شده ناگاه به خود می پیچد
تک و تنها شده ای حضرت مهتاب و ((زمین ))
از تب ِ این غم ِ جانکاه به خود می پیچد
و ((هوا)) تاب ندارد نفسی تازه کند
بغض در چشم تو هرگاه به خود می پیچد
این چه دردی ست که ایوب ندارد صبر و...
دم به دم وقت سحرگاه به خود می پیچد
تیغ خم می شود از شرم و فرومی افتد
کنج محراب ،یدالله به خود می پیچد
ماه از اوج فلک روی زمین افتاده ...!!
یا که از آه علی (ع) چاه به خود می پیچد ….!!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۳ ساعت 20:28 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود