کارمان وارون شده از عشق بی پایان ما

شاعر : سعید زنجانی

خوشا آن کس که عاشق نیست دردیوان ما
چشمش از خون پرنشد،از عشق گل رویان ما

گل که نه؛خار وخسی هم بیش نیست این مدعی
گریه آرَد خنده گل های این گلدان ما

او ز من خسته است و من هم خسته ام گاهی ز او
کارمان وارون شده از عشق بی پایان ما