کفش سیندرلا - شهریار شفیعی
کفش سیندرلا
شاعر : شهریار شفیعی
از پشت پنجره ی اتاق
از قاب بازوانم
که هر صبح به آغوشت میکشیدم
به شهر سلام نکرده
ناپدید شدی و رفتی
من ماندم و
کشداری رخوتناک حسی
که به یک بی اعتنایی مزمن مایل میشود
به دادم برس
بعد از رفتنت
جای خالی ات
مثل کفش سیندرلا
اندازه ی هیچ یک از مردم شهر نشد
حتا به زور.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۰۶ ساعت 11:47 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود