گم

شاعر : رضا احسان پور

وقتی که حتّی با خودم بیگانه هستم
دیگر نپرس از من چرا دیوانه هستم

دیوانه‌ام اما شبیه عاقلانم
حتّی شبیه عاقلان، دیوانه هستم!

تار من از مستی و پودم، خودپرستی است
رنگین‌ترین سجّاده از پیمانه هستم

پاسوز نذر این و آنم، چاره‌ای نیست
باید بسوزم، شمعِ سقّاخانه هستم

مرگ آمد امّا زنده ماندم بر لب گور
دیوار بر پا مانده در ویرانه هستم