می دانم که مرا می دانی

شاعر : آرزو حاجی خانی

کلمات شاعرانه ی تو
چقدر با موسیقی تنم
هماهنگ است
زندگی از نوک انگشتانم
جوانه می زند
در خاک گلدان تو.
در پس چهار شب عشق ورزی
من آغوش تو را یافته ام
آرامشی
که هیچ طوفانی در پس آن نیست.
ضرب تند دوری ات
رمه های پراکنده در ذهنم را
پراکنده تر می کند.
می دانم
که مرا می دانی
و مثل من بیداری.
من
به قانون عشق ایمان دارم
و ایمان دارم
که باقیمانده ات نیز
مال من است.
بادی که
از لای موهایت می وزد
به تمام زنان دنیا
اعلام می کند
تو
تا همیشه

تنها
در آغوش من زیبا می شوی.
صبحانه ام
باقی مانده ی چای دیشب است
که هنوز مستم می کند