سوگند به موی تو که هرگز نشکستیم

شاعر : فیض الله نکویی

سوگند به موی تو که هرگز نشکستیم
آن عهد که با سلسله گیسوی تو بستیم

بستیم چو با موی تو پیمان محبت
پیوند اگر با دگری بود شکستیم

هر حلقه ی موی تو مرا دام بلا گشت
ماندیم به زنجیر و از این دام نرستیم

سوگند به چشمان تو کز ساغر چشمت
تا وسعت صد میکده ، دیوانه و مستیم

هر سو به خم راه تو از عشق دویدیم
هر جا به چم کوی تو از شوق نشستیم

در عشق گرفتار جنونیم « نکویی »
پنهان نتوان کرد همینیم که هستیم