صمیمانه ای با رحمت دو عالم - علی سعادتخانی

صمیمانه ای با رحمت دو عالم
شاعر : علی سعادتخانی
می خواهم ای تبسم گــل پـَـر پَـرت شوم
آتش بـگـیـرم از تـو و خاکستـرت شوم
جــاری شدن بسمت شما عــادتـم شود
در سایه سار رحمت ِ انـگشترت شوم
یک دم کـبـوتـرانـه بیایم بـه دیـدنـت
شایسته ی دعای تو و دخترت شوم
یکشب دوباره حس ِقشنگی به من دهی
پـروانـه های رنگی روی ِ دَرَت شوم
بـاران تمام ِ بـال ِ مـرا شستشو دهـد
عـاشقتریـن کبوتـر دور و بَرت شوم
پـایـم بـه شهر ِ آینه یک روز بـگـذرد
همسایه های کوچک ِ بال و پرت شوم
ایکاش از طناب ِ تـو بـالا روم شبی
ایکاش از تمام ِ دل عـاشقترت شوم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۸ ساعت 15:58 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود