کاش قصه ناگسسته بود - الهه تاجیک زاده آریایی

کاش قصه ناگسسته بود
شاعر : الهه تاجیک زاده آریایی
پشت پنجره، کنار نسترن؛
رو به روی من؛
قاصدک به روی برگ ها نشسته بود...
های و هوی زاغ ها
در میان کوچه باغ ها
توی گوش عابران خسته بود...
مادرم، گلی به رنگ ارغوان
نه! به رنگ شمعدانی حیاط مان
روی موی خواهرم -سمیه- بسته بود...
روی تاقچه، کنار در
عکس نوجوانی پدر
توی قاب دلشکسته بود...
***
قصه، قصه ی تمام روزهای بعد رفتن شماست
بی حضور روشن شماست
کاش قصه ناگسسته بود!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۰۸ ساعت 16:4 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود