کاش قصه ناگسسته بود

شاعر : الهه تاجیک زاده آریایی

پشت پنجره، کنار نسترن؛

رو به روی من؛

قاصدک به روی برگ ها نشسته بود...


های و هوی زاغ ها

در میان کوچه باغ ها

توی گوش عابران خسته بود...


مادرم، گلی به رنگ ارغوان

نه! به رنگ شمعدانی حیاط مان

روی موی خواهرم -سمیه- بسته بود...


روی تاقچه، کنار در

عکس نوجوانی پدر

توی قاب دلشکسته بود...

***

قصه، قصه ی تمام روزهای بعد رفتن شماست

بی حضور روشن شماست

کاش قصه ناگسسته بود!