از وقت های خالی از تو - لیلا حسنوند

از وقت های خالی از تو
شاعر : لیلا حسنوند
تا واژه به اندوه قلم می ریزد
از هر تپش ثانیه غم می ریزد
این گنبد آهنین تنهایی هم
روزی چو تن اشک به هم می ریزد
*********************************
دنبال مد گمشده ام می گردم
دنبال کد گمشده ام می گردم
از چشم تو افتاده ام و...تنهایی
دنبال خود گمشده ام می گردم
*********************************
هرچند که در قاب خودم جا نشدم
درذهن کسی هنوز معنا نشدم
من برکه ی دور کوچکی هستم که
از هیچ طرف اسیر صحرا نشدم
*********************************
از هر طرفی که می روم پیدایی
همزاد منی همیشه تا می آیی
از دست تو در چتر خودم می پیچم
ای ابر سفید کوچک تنهایی
*********************************
چون کودکیم به عشق تو دلبستم
تا اینکه همیشه دست تو در دستم
حالا روی نقاشی قلبم بنویس
من مثل خودت همیشه تنها هستم
*********************************
از دفتر و وبلاگ و قلم بیزارم
از پشت چراغ کور غم بیزارم
من رد ّ تماشای تو را می خواهم
از دیدن جاپای خودم بیزارم !
*********************************
بیا اینجا همیشه سروری کن
دلم را کولی دربه دری کن
فقط در بخش سی سی یو عزیزم
بیا تنهایی ام را بستری کن
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود