فتح

شاعر : شهریار شفیعی

از فتح قلعه ی چشمانت

سرمست باده ی غرور بودم

غافل از اینکه

تو با یک بوسه

انقلاب زندگی ام شده بودی

حالا هرآنچه در زندگی من است تاریخ دار شده

قبل از ” تو ”

بعد از ” تو ”