روزگار شاعری ناگوار

شاعر : تارا محمد صالحی

اینها شعر نیست
روزگار شاعریست ناگوار
ناگوارتر از سالها جنگ داخلی
بین نیمه شرقی موهایت
با نیمه غربی شان
که انگشتان دستت هم کم آوردند.
و از آنجا آغاز شد این ناگواری
که لبخندت را نداشتم
تا فتح کنم با آن تمام دنیا را
ولی دیگر مقیاس ویرانی
از دستم خارج است
هیچ نمی دانم چقدر" من "
از دیروز باقی مانده
که بتواند روی پاهایش بیاستد.