تکرار - محمد فلاح
تکرار
شاعر : محمد فلاح
یار ، بی صبری، عشق ، نامه، بوی گل یاس
حس با هم بودن، هوس ، آغوش، احساس
عطر خوب یک زن، بوسه ای بر رویش
ظهر شهریور تن، دست مردی سویش
مالش و لذت و درد، لحظه هیچ شدن
باور فتح نبرد، از هوس گیج شدن
اندکی میگذرد، دل ز همبستر طرد
جسم ها راضی و سرد، خسته، هم زن، هم مرد
هر پدر یک قابیل، هر زنی یک ابلیس
زایشی بی مورد، تحفه ای از پردیس
شکوه ای از دنیا، خستگی از شب و روز
حرکتی رو به جلو، عقده، حسرت، دیروز
جنسیت، عشق فرا جنسیتی، غم، اجبار
زندگی، بی هدفی، تنهایی و دوباره تکرار
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ ساعت 16:27 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود