تکرار

شاعر : محمد فلاح

یار ، بی صبری، عشق ، نامه، بوی گل یاس
حس با هم بودن، هوس ، آغوش، احساس

عطر خوب یک زن، بوسه ای بر رویش
ظهر شهریور تن، دست مردی سویش

مالش و لذت و درد، لحظه هیچ شدن
باور فتح نبرد، از هوس گیج شدن

اندکی میگذرد، دل ز همبستر طرد
جسم ها راضی و سرد، خسته، هم زن، هم مرد

هر پدر یک قابیل، هر زنی یک ابلیس
زایشی بی مورد، تحفه ای از پردیس

شکوه ای از دنیا، خستگی از شب و روز
حرکتی رو به جلو، عقده، حسرت، دیروز

جنسیت، عشق فرا جنسیتی، غم، اجبار
زندگی، بی هدفی، تنهایی و دوباره تکرار