سفر به آغاز

شاعر : علیرضا پیش بین

سلام
سرزده آمدي
سالها
سوار بر لحظه ها
به سويت مي دويدم
تو هم مسافري؟
- آخرين مسافر
- چقدر در تو سبك تر شده ام!
-تا آنسوي انفجار راهي نيست
يك بال كافيست
...
رسيديم
اينجا
مرز بين شايد
و بايد است
-چقدر اينجا آشناست!
- اينجا آتش
خاك را به زمين زد
و فراموشي
به بار نشست