سفر به آغاز - علیرضا پیش بین

سفر به آغاز
شاعر : علیرضا پیش بین
سلام
سرزده آمدي
سالها
سوار بر لحظه ها
به سويت مي دويدم
تو هم مسافري؟
- آخرين مسافر
- چقدر در تو سبك تر شده ام!
-تا آنسوي انفجار راهي نيست
يك بال كافيست
...
رسيديم
اينجا
مرز بين شايد
و بايد است
-چقدر اينجا آشناست!
- اينجا آتش
خاك را به زمين زد
و فراموشي
به بار نشست
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۱۸ ساعت 17:38 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود