برای امام تنها

شاعر : امیرعلی سلیمانی

به سجده بودی و انگار وقت خواب نمی شد
نماز صبح نمی خواندی آفتاب نمی شد

تو شعله بودی و در حیرتم مقابل ِ هرمت
چطور تاج ِ طلاکوب ِشاه آب نمی شد ؟

تو تیغ بودی و طوفان ، وگرنه بر سر ِ تاریخ
به محض باد وزیدن طبس خراب نمی شد

اگر به خاک نمی ریخت دانه دانه ی انگور
که هشت ساله ی این خوشه ها شراب نمی شد

کلاس های دبستان چگونه بوی خدا داشت ؟
اگر که عکس ِ تو بالای تخته قاب نمی شد

اگر معلم مردان ِ این دیار نبودی
ترانه های شهادت دوباره باب نمی شد

تو آمدی و به هم ریختی محاسبه ها را
وگرنه با مردم شاه بی حساب نمی شد

اگر امام زمان می رسید جز تو در این خاک
کسی برای پذیرایی انتخاب نمی شد

اگر چه قلب همه تشنه ی جوانه زدن بود
تو انقلاب نمی کردی انقلاب نمی شد