ده رباعی از رضا اسماعیلی به مناسبت دهه فجر

ده رباعی به مناسبت دهه فجر
شاعر : رضا اسماعیلی
۱
او آمد و با گرسنگان خلوت کرد
در شهر ، امید و عشق را قسمت کرد
از منبر خاک ، مهربان ، بالا رفت
با لهجه پا برهنه ها صحبت کرد
۲
او آمد و ما برادری را دیدیم
در عالم خاک ، سروری را دیدیم
او آمد و سیب عشق را قسمت کرد
در سایه دین ، برابری را دیدیم
۳
او آمد و مهر و ماه را فهمیدیم
پایان شب سیاه را فهمیدیم
او آمد و زیر سایه دستانش
ما معنی سرپناه را فهمیدیم
۴
او آمد و گفت : ناممان آزادی ست
بر روی زمین ، اماممان آزادی ست
مفهوم قفس برای ما بیمعناست
چون فلسفه قیاممان آزادی ست
۵
او آمد و در کویر ، باران گل کرد
در خاک وطن ، نهال ایمان گل کرد
او آمد و ریشه زمستان خشکید
گلعطر خجسته بهاران گل کرد
۶
او آمد و حال آسمان بهتر شد
خورشید شکفت ، تیرگی پرپر شد
از بند گسست ، حضرت آزادی
دوران حکومت ستم ، آخر شد
۷
او آمد و کوچه و خیابان شد سبز
امید شکفت و عشق و ایمان شد سبز
او آمد و از وطن فراری شد دیو
در فصل فرشته ، بوی انسان شد سبز
۸
او گفت : گل قیام ، مردم هستند
شایسته احترام ، مردم هستند
من خادم ملتم ، به قرآن سوگند
در نهضت ما ، امام ، مردم هستند
۹
بر روی لبش ، تبسمی زیبا بود
درهای دلش به روی مردم وا بود
از نام و نشان او اگر میپرسی ؟
او ، روح خدا ، امام خوبیها بود
۱۰
برخیز که نور ناب را بنویسیم
آیینهترین کتاب را بنویسیم
برخیز به خط روشن آزادی
منظومه انقلاب را بنویسیم
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود