به من سنگ بزنید

شاعر : شارنا رازمیک

من فریاد میکنم دریا را
سنگ می زنم به جسم خویش
صدای من گم می شود
در تلاطم امواج
ردپای من می ماند
انگار روی ماسه ها
ماسه های سرد و یخ زده
در گرمای شرجی تابستان
دریا را می بلعم با نگاهم
همه جز من خوابند
و من سایه ام را می برم
تا به دریا تقدیم کنم
به تنهایی ام سنگ بزنید
او را برانید
من با جسم خویش بیگانه ام
بیگانگی ام را ببخشید