قفس - احمد غفاری
قفس
شاعر : احمد غفاری
پهنه ی دنیا برایم چون قفس تنگ است تنگ
زندگی دور از تو با من بر سر جنگ است جنگ
آسمان هردم زند نقشی زنو بر عاشقان
کار این تردست با زیگر همه رنگ است رنگ
حا صل آینه پنداری در این دنیا دریغ
گرد غم بر روی و در دل تا ابد زنگ است زنگ
مستی عشق توءام بخشید تاب زندگی
زندگی بی عشق و مستی در جهان ننگ است ننگ
از می عشق است اگر دارد بهاء مینای دل
ور نه جام خالی از می لایق سنگ ا ست سنگ
آن چنا نم خسته از دنیا که آوای رحیل
خوشتر اینک پیشم ا ز صوت خوش چنگ است چنگ
بیش از اینم طا قت ما ندن نباشد ای اجل
خلق من از خویش و از خلق جهان تنگ است تنگ
من نه آن خا شا ک بی قدرم که در راه بقا ء
شیوه اش بر دامن دونان زدن چنگ است چنگ
کن مدد ای اشک و بشکن در گلویم بغض را
کار“ روشن “ بی تو بد جور این زمان لنگ است لنگ
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۵ ساعت 20:39 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود