من گنهم صداقت است - محمد فروزان
من گنهم صداقت است
شاعر : محمد فروزان
دل تنگ و زخمی ام
ترانه شد برابرم
قلم شدم
و خون دل
مرکب دقایقم
اشک چشام بازجاری شد
رو گونه ام خشک شد و باز
دوباره از نو جاری شد
درد فراغ تو مرا
پیر و خموده کرده است
چوب عمودی بدهید
که قامتی راست کنم
شاید اگر از بر ما
تو باز هم گذر کنی
به چشم بد
تو باز هم
اگر به من نظر کنی
رخ به رخت گره زنم
تو غمزه ای ساز کنی
و باز من بدر شوم
من گنهم صداقت است
که اینچنین خموده ام
بیا بزن به قامتم
تیشه سخت و سرد خویش
بیا که جز تو
هیچکس
چنین به ریشه ام نزد
خوشم که تیشه های تو
مرا ستاره می کند
بدان که جز تیشه تو
هیچکس
چنین به من وفا نکرد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۱ ساعت 20:8 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود