نگاهم که با نگاه تو درگیر میشود

شاعر : روح الله ظفری

نگاهم که با نگاه تو درگیر میشود
تمام تنم از هُرم تو تبخیر میشود

خواب دیده ام که ماه برون شد ز پشت ابر
خوابم به دیدن روی ماه تو تعبیر میشود

نماز عشق میخوانم رو به کعبه ی رویت
با تو زبانم سراپا تکبیر میشود

قرص کامل ماه است روی ماه تو بانو
این چهره ی توست که در ماه تصویر میشود

آه ای آهوی جوانِ رمیده از دستم
صیادِ تو در حسرت صیدت پیر میشود

عاقلی آزاد بودم روزی ولی حالا
دیوانه ای شدم که به پای تو زنجیر میشود

لکنتِ زبان گرفته ام بعدِ دیدارت
نام تو تو تو در زبانم تکثیر میشود

شتاب کن،عشق مرا دریاب،زمانی نیست
نشنیده ای مگر که “چقدر زود دیر میشود؟”